سلام
داریم لحظات پایانی سال ۸۶ رو تجربه میکنیم و نزدیک میشیم به آغاز سال ۸۷ . اینم پست آخر من تو سال ۸۶
بالاخره زمستون بند و بساطشو جمع کرد و داره میره و بهار داره از راه میرسه ...
واسه همتون آروز میکنم که سال خوبی رو داشته باشین و به هر چیز و هر کسی که دوس دارین برسین .
+ نوشته شده در
2008/3/20ساعت
2 AM  توسط mani
|
غروب شد و دوباره باز هوای تو زد به سرم
من موندم و خیال تو با این دل در به درم
غروب شد و بازم دلم به فکرته به یادته
نگاه بی قرار من تو حسرت نگاهته
خسته شدم از اینهمه تنهایی و نبودنت
منتظر تو موندن و هیچ وقت تو رو ندیدنت
خسته شدم از این همه آوارگی در به دری
به دنبال تو بودن و از تو نبودن خبری
به جون تو خسته شدم
خسته و در مونده شدم









روزای عمر من همه بدون تو هدر شدن
به خاطر نبودنت همگی بی ثمر شدن
بیا و این دو روزیه باقی مونده ی عمرمو
بذار کنار تو باشم تمومش کن عذابمو
خسته شدم از اینهمه تنهایی و نبودنت
منتظر تو موندن و هیچ وقت تو رو ندیدنت
خسته شدم از این همه آوارگی در به دری
به دنبال تو بودن و از تو نبودن خبری
به جون تو خسته شدم
خسته و در مونده شدم . . .
+ نوشته شده در
2008/1/12ساعت
11 PM  توسط mani
|
یه اتاق تاریک
یه سکوت بهت آلود
یه آرمش مسموم
یه آهنگ ملایم
یه جمله ی عمیق وسط آهنگ ...
بی تو من در همه ی شهر غریبم
با یه قطره اشک که رو گونه هام لغزید
بهم فهموند که چقدر دلم برای داشتنت تنگ شده
امشب دستام بهونه ی دستاتو داره و
چشمام حسرت یه نگاه تو اون چهره ی معصوم
یه بهت غریب تو گلوم لونه کرده و
یه احساس غریب تر داره تبر به ریشه ی بودنم میزنه
دلم برای روزای آفتابی گذشته بی تابی میکنه و
پاهام بد جوری دلتنگ پا گذاشتن تو جاده ی بارون زده ی خیالته
چقدر سخته آرزوی کسی رو داشتن که آرزوتو نداره
چقدر سخته دل تنگ کسی بودن که دل تنگ دیگریه
خواستم رو یادت خط بکشم
خواستم که دل تنگت نباشم
از جام بلند شدم
چراغای اتاقو روشن کردم
سکوت رو شکستم
آهنگ رو قطع کردم و اشکامو پاک
اما قطره ی اشک بعدی هم رو گونه هام سر خورد تا بهت بفهمونه
هنوزم دل تنگتم
. . . هستم دل تنگت
+ نوشته شده در
2007/12/30ساعت
1 AM  توسط mani
|
سلام به همگي ...
يادش بخير قديما دل و دماغ وبلاگ نويسي داشتيم ولي الان ديگه نه ... نوچ ! حسش نيست 
چه دوراني داشتيماااااااااااا . چه زود گذشت . همه رفيق نيمه راهن تو اين دور زمونه ... 
خيلي وقته از داش علي خبري نيست . دلم براش يه ذره شده ... چه روزگاري داشتيم با علي عشقي تو چت رو م بدهي ۴ سال پيش ... همش جنگ و جدال داشتيم 
راستي قالب جديد وبلاگ چطوره ؟
خب ديگه خنك بازي بسه
تو اين پست ميخوام يه شعر خيلي زيبا بذارم از آلبوم دوم احسان خواجه اميري ( آلبوم سلام آخر )
متن ترانه ي زيباي سلام آخر كه جون ميده تو تنهايي گوشش بدي ...
سلام ای غروب غریبانه ی دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای هم نشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
ترا می سپارم به دل های خسته
ترا می سپارم به مینای مهتاب
ترا می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
ترا می سپارم به رویای فردا
به شب می سپارم ترا تا نسوزد
به دل می سپارم ترا تا نمیرد
اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
+ نوشته شده در
2007/10/21ساعت
11 PM  توسط mani
|