فقط تو
میشنوی ؟ میگم
توبرو باهام نمون حتی اسمم رو نیار
اگه یه شب دیگه
زیر بارون قدم زدی بدون که تمام فکر من پیش تو بود
م... مث تو تو زندگیم هیشکی نبود .
سیما دلم برات یه ذره شده ![]()
![]()
میشنوی ؟ میگم
توبرو باهام نمون حتی اسمم رو نیار
اگه یه شب دیگه
زیر بارون قدم زدی بدون که تمام فکر من پیش تو بود
م... مث تو تو زندگیم هیشکی نبود .
سیما دلم برات یه ذره شده ![]()
![]()
که چرا هر شب ستاره ای در آسمان میمیرد
و آسمان همچنان بی ستاره نیست
شاید ستارگان هرگز نمی میرند
هر صبح میروند و شب می آیند
تا آفتاب را معنی کنند .
اگه دلم تنگ میشه خیلی برات منو ببخش
اگه نگام گم میشه تو شهر چشات منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمرم
اگه همش پیش همه بهت میگم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم
منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما
منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم
تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم
منو ببخش اگه فقط می خوام باشی مال خودم
ببخش اگه کمم . ولی زیادی عاشقت شدم
بدترين درد اين نيست كه
ولی سیما میدونه که من عاشقشم !
پس اگه میدونه بیخود میکنی اینو مینویسی . eeeeeeeee بچه پررو
![]()
![]()
! زهرمار نخند ![]()
هيچ گاه چشمهايي را که عاشقانه ميپرستم نديدم اما ميدانم چشمهايش به مهرباني دريا و به وسعت دشت شقايق است و اين براي من کافي است که بدانم عمق چشمانش به ژرفاي اقيانوس است و مثل دشت آرام است. من رنگ چشمانش را براي چه ميخواهم بدانم وقتي نگاهش پر از عشق است وقتي در عميقترين نقطه چشمانش مي شود دريا را پيدا کرد و در ساحل چشمانش به آرامش رسيد. رنگ چشمش مهم نيست وقتي در کنارش به آرامش خيال ميرسي و ميخواهي تمام دنيا در يک لحظه نگاه او تمام شود. هيچ چيز مهم نيست وقتي ايثار و عشق در نگاه او معنا پيدا کند. يک نگاه برايت تمام دنيا ميشود. باور ميکني؟
کاشکی که مانیتورت بودم همیشه رخ به رخت بودم ، کاشکی کیبوردت بودم همیشه زیر انگشتات بودم ، کاشکی هدستت بودم همیشه درِ گوشت بودم ، کاشکی وویست بودم همیشه روی لبت بودم ، کاشکی ماوست(ماوس) بودم همیشه توی مشتت بودم ، کاشکی پسوردت بودم همیشه توی فکرت بودم ، کاشکی کامپیوترت بودم همیشه عاشقم بودی.
مرسی آقا محمد.
بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند...
و گنجشکها جدی جدی می میرند...
آدمها شوخی شوخی زخم می زنند...
و قلبها جدی جدی می شکنند...
و تو شوخی شوخی لبخند می زنی...
و من جدی جدی عاشق می شوم...
تقدیم به عزیزترینم
سیما جون گل
وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی.
وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی روکه به صدات محتاجه.
وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته
.وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه.
وقتی جایی نشستی که کنارت خالی بود به یاد بیار کسی رو که توی آغوشت جا میگرفت.وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستای ظریفش لای انگشتات گم میشد.
وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریش اونها رو می لرزوند.
(نظر یادتون نره ) !!!
حالم خوش نیست
۱ هفته است سیما رو ندیدم
.
سیما از دست من ناراحتی ؟
آخه چرا ؟؟؟ تو خودت میدونی هیشکی رو اندازه تو دوست ندارم .![]()
خیلی بی معرفتی .
اگه هم از دست من ناراحتی منو ببخش . خواهش میکنم .
خیلی دوستت دارم سیما
هی با تو ام چرا نظر نمیدی ؟![]()
دلت میاد اینا رو بخونی و نظر ندی ؟
خیلی بی معرفتین ![]()
بای![]()
![]()
ازم پرسید زندگیتو بیشتر دوست داری ؟ یا منو ؟
منم گفتم زندگیمو! اونم گذاشت و رفت![]()
غافل از اینکه تمام زندگیم اون بود![]()
خدایا کمکم کن ![]()
دست تو تو دست من بود دلت اما جای دیگه
تو خودت خبر نداری اینو چشمات داره میگه
مدتی بود حس می کردم که دلت یه جا اسیره
پشت پا زدی به بختت کی واست جز من می میره
**********
تو میگی یه وقتها گاهی پیش میاد یه اشتباهی
نه دیگه دیگه نمیشه واسه تو نمونده راهی
**********
تو میگی یه وقتها گاهی پیش میاد یه اشتباهی
نه دیگه دیگه نمیشه واسه تو نمونده راهی
**********
دیگه دیدنم محاله *دیگه برگشتن خیاله
سزای کارت همینه *دل از اون نگات بیزاره
**********
تو میگی یه وقتها گاهی پیش میاد یه اشتباهی
نه دیگه دیگه نمیشه واسه تو نمونده راهی
**********
تو میگی یه وقتها گاهی پیش میاد یه اشتباهی
نه دیگه دیگه نمیشه واسه تو نمونده راهی
**********
تو میگی یه وقتها گاهی پیش میاد یه اشتباهی
نه دیگه دیگه نمیشه واسه تو نمونده راهی
**********
تو میگی یه وقتها گاهی پیش میاد یه اشتباهی
نه دیگه دیگه نمیشه واسه تو نمونده راهی
تقدیم به عزیزترینم" سیما "![]()
روزی روم از این دنیای خراب. بشوئید جسم مرا در شراب، با برگ خزان دفنم کنید؛
نیاید سراغم نه مرد و نه زن جز یک مغنی و یک تارزن و همدم تنهایی ام ...
![]()
i love you sima
گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره مرحم این راه دوره
سر بده آواز هق هق خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه
بذار پروانه احساس دلتو بغل بگیره بغض کهنه رو رها کن تا دلت نفس بگیره
نکنه تنها بمونی دل به غصه ها بدوزی تو بشی مثل تاره تو دل شبا بسوزی
گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره مرحم این راه دوره
سر بده آواز هق هق خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه قشنگه ... قشنگه
سیما جون
دوستت دارم![]()
کوه کني بودم کوهي را ميکندم آفتاب به شدت ميتابيد گفتم خدايا اي کاش من خورشيد بودم ناگهان خورشيد شدم؛ مدتي گذشت ابري آمد و جلوي تابشم را گرفت گفتم اي کاش ابر بودم دگر باره ابر شدم رفتم و رفتم و ناگهان پشت کوهي ماندم با خداي خود گفتم اي خدا ميشود کوه شوم؟؟؟ ناگهان کوه شدم و ديدم کوه کني مشغول کندنم هست پس تقاضا کردم همان شوم که بودم