تبليغاتX
*** Love Narration *** - غروب

*** Love Narration ***

غروب

غروب شد و دوباره باز هوای تو زد به سرم

من موندم و خیال تو با این دل در به درم

غروب شد و بازم دلم به فکرته به یادته

نگاه بی قرار من تو حسرت نگاهته

خسته شدم از اینهمه تنهایی و نبودنت

منتظر تو موندن و هیچ وقت تو رو ندیدنت

خسته شدم از این همه آوارگی  در به دری

به دنبال تو بودن و  از تو  نبودن خبری

به جون تو خسته شدم

خسته و در مونده شدم

روزای عمر من همه بدون تو هدر شدن

به خاطر نبودنت همگی بی ثمر شدن

بیا و این دو روزیه باقی مونده ی عمرمو

بذار کنار تو باشم  تمومش کن عذابمو

خسته شدم از اینهمه تنهایی و نبودنت

منتظر تو موندن و هیچ وقت تو رو ندیدنت

خسته شدم از این همه آوارگی در به دری

به دنبال تو بودن و از تو نبودن خبری

به جون تو خسته شدم

خسته و در مونده شدم  . . .

+ نوشته شده در  2008/1/12ساعت 11 PM  توسط mani  |